امروز 03 تير 1397  , 10 شوال 1439  , 2018 June 24
 
کد مطلب: 14
زمان انتشار: 13 اسفند 1390 - 13:32:49
بازدید از این مطلب: 3909
قلعه اژدها پیکر لار در آستانه نابودی

قلعه اژدها پیکر لار در آستانه نابودی

فرهنگ و هنر >  - قلعه تاریخی اژدها پیکر در لار این روزها به خاطر آسیبهایی که دیده نیاز به مرمت و احیا دارد تا بنا از خطر ویرانی و تخریب نجات یابد.     - 

به گزارش خبرنگار مهر، قلعه اژدها پیکر در شهر لار بر روی تپه ای در جانب شمالی شهر واقع شده است. استحکامات و تاسیسات داخلی آن چنان محکم و استوار بوده که در قدیم آن را طلسم کیانی می نامیده اند. با توجه به یافته های موجود، قدمت قلعه اژدها پیکر به دوره پیش از اسلام می رسد و تا یک قرن پیش این قلعه مسکونی بوده است.

قلعه اژدها پیکر روی یک سطح مرتفع قرار گرفته و طول آن 700 و پهنای آن 170 متر است. این قلعه از سه بخش دیوار سنگی محاطی، قلعه بالایی و میانی تشکیل شده است. به جز قلعه بالایی و بنای مشهور به قبر مادر نادرشاه، بقیه قسمتهای قلعه ویران شده است. قلعه شهر اژدها پیکر که امروزه به آن قلعه اژدها پیکر می گویند مجموعه ای از یک قلعه یک برج یک چاه با دیواره ای سنگی و با عمق بسیار و تاسیاستی نظیر آب انبار ها و و استحکامات نظامی بوده که امروزه خرابه هایی از آنها باقی مانده است. در حالیکه این آثار تاریخی یکی از مناطقی است که گردشگران از آن بازدید می کنند و با توجه به اینکه در آستان نوروز قرار داریم انتظار می رود مسئولان امر دستی بر سر این قلعه کشیده و آن را برای این ایام آماده کنند.

یک فعال میراث فرهنگی در این رابطه به خبرنگار مهر گفت: آنچه در اینجا باید بر آن تاکید کنم این است که این مجموعه را به اشتباه یک قلعه و چند مخروبه اطراف آن در نظر می گیرند حال آنکه این مجموعه یک قلعه شهر بوده که تا دامنه تپه ای که قلعه روی آن قرار دارد امتداد داشته است. کاظم رحیمی نژاد ادامه داد: متاسفانه در حال حاضر هیچگونه رسیدگی به این مجموعه نمی شود و علاوه برآنکه اکثر قسمتهای آن رو به نابودی است در سالهای اخیر این مکان تاریخی به محلی برای معتادان و تزریق مواد مخدر تبدیل شده است. وی اظهار داشت: مقایسه عکسهای قدیمی تر قلعه به عکسهای امروزی نشان می دهد که اثر چندانی از این مکان تاریخی باقی نمانده و طبیعتا تا چند سال آینده شاهد نابودی کامل این مجموعه تاریخی خواهیم بود.

این فعال میراث فرهنگی اظهار داشت: رسیدگی فوری به این قلعه تاریخی و سامان بخشیدن به وضعیت امنیتی و نگهداری آن الزامی به نظر می رسد. وی با اشاره به دیوارنویسی معتادان بر روی این بنا گفت: معتادانی که برای تزریق مواد به این قلعه می آیند آنجا را تخریب و علاوه بر آن از نظر بهداشتی بازدید از بنا را برای دوستداران غیرممکن کرده اند.

رحیمی نژاد در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه آن محل از داشتن نگهبان نیز محروم است، بیان کرد: هر لحظه قسمتهایی از این بنا فرو می ریزد و شاهد تخریب قلعه اژدهاپیکر هستیم و در صورت ادامه این روند تا آینده ای نزدیک دیگر اثری از بنا نمی ماند. این فعال میراث فرهنگی تاکید کرد: قلعه اژدهاپیکر در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به مرمت نیاز دارد از این رو مسئولان امر باید هرچه سریعتر برای مرمت آن اقدام کنند. به گزارش خبر، با توجه به اینکه ایام نوروز نیز نزدیک است رسیدگی به وضعیت این قلعه یکی از ضرورتهای شهرستان لارستان به شمار می رود.




زمان انتشار: 13 اسفند 1390 - 13:32:49
نظرات
م ح ابراری >16 اسفند 1390 - 05:03:56
تبریک عرض میکنم انشاالله موفق باشید ضمنا خسته هم نباشید بالاخره قافله به مقصد رسید .
ایمیل:    سایت:
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

http://

نظر شما

لطفا کد امنیتی را وارد کنید: - به حروف بزرگ و کوچک توجه شود:



دیگر خبرها
یادداشت کوتاه
کوچه جنی

محرم که می‌شد روی زمین بند نبودیم. اسبی انگار ما را برمی‌داشت و می‌برد تا ظهر عاشورا هر جاخواست پیاده‌مان کند. اسبی که سفید باید باشد با یال خونین آنطور که می‌گفتند.
امامزاده با شکوه‌تر می‌شد. مردها احترام برانگیزتر می‌شدند وما مردتر می‌شدیم درجدال برای برداشتن علم‌های سنگین و حسرت از ناتوانی برداشتن بیرق.
حوالی دو -سه نیمه شب که دسته‌ی محله‌ی پاقلعه وارد خانه عبد المولی می‌شد و سینه زنی خاتمه می‌یافت شیطنتی در وجود من و غلام بیدار می‌شد که نمی‌دانم چرا...؟ می‌رفتیم توی ساباتهای تاریک یا پشت برکه‌ی محله قایم می‌شدیم ـمنتظر پیرمردهای خسته‌ی عزادار سیدالشهدا-همین که میرسیدند می‌پریدیم جلوشان و زهره‌شان را می‌ترکاندیم بعد هم پیش از آنکه فحش‌های چارواداری شان را بشنویم مثل جن فرار می‌کردیم.
بعد از چند شب هر دو متوجه شدیم این روش دیگر جواب نمی‌دهد. نقشه‌ای کشیدم و قرار شد اجرایش کنیم. در محله‌ی ما کوچه‌ی بن‌بست باریک و بلندی بود که در انتهایش  خانه‌ی مخروبه‌ای با دری شکسته قرار داشت. اهالی معتقد بودند آن خانه جنی است. پیرزنی ماهی یک بار به آن مخروبه سر می‌زد. پیرزن صورتش پیچیده بود. با کسی سخن نمی‌گفت. فقط میرفت توی خانه نیم ساعتی بعد هم راهش را می‌گرفت و می‌رفت. یک بار که توپمان افتاده بود توی خانه رفتم دیدم خانه پر از گربه است گربه‌های جوراجور همه جا بودند حتی وسط حوض شکسته‌ی حیاط.شب که می‌شد کوچه موصوف وهمی داشت که نگو. اگر از آن جا می‌گذشتی و تصادفاسرت را برمی‌گرداندی برق دهها چشم گربه را در تاریکی میدیدی. بی گمان در آن شب‌ها ی تاریک حتی مردها هم دلشوره مي‌گرفتند با دیدن آن صحنه.
این سابقه مر ا بر آن داشت که از غلام بخواهم یک باربرای استقبال از پیرمردها برویم توی کوچه قایم شویم. نیمه شب یکی از شبهای دهه ی اول محرم پس از ختم سینه زنی با ترس رفتیم توی کوچه. دو متر ی داخل شدیم. دست یکدیگر را گرفته بودیم و به شدت می‌ترسیدیم. دم پایی هامان را در آوردیم و توی دستمان کردیم. نقشه این بود که به محض نزدیک شدن طعمه از کوچه بیرون بپریم و بدون هیچ سرو صدایی در جهت مخالف آنها بدویم. آمدند و پریدیم بیرون وبی اعتنا به آنها بدون هیچ سر و صدایی به سرعت دویدیم. بیچاره پیرمردها هر کدام از طرفی پا به فرار گذاشتند. صدای" بابام بابام"ی شنیدم که صبح معلوم شد حاج ممد زمین خورده‌اند و صدای دیگری که می گفت جن نبودند" پتور "بودند پای شان را دیدم مثل پای آدمی زاد نبود .......خدا از سر تقصیرات ما بگذرد.

 -   

درباره ما  |  ارتباط با ما  |  فرهنگ و هنر  |  سیاست  |  اجتماعی  |  مقالات ادبی  |  شعرها  |  کتاب ها  |  مصاحبه ها  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬